حسن پيرنيا ( مشير الدوله )
2668
تاريخ ايران باستان ( تاريخ مفصل ايران قديم ) ( فارسى )
اهالى را بر قشون خارجه بشورانند . آنتيوخوس سوّم پادشاه سلوكى و تراژان قيصر روم را با همين اسلوب بيچاره كردند و بالاخره اوّلى از در صلح درآمد و دوّمى عقب نشست . اين اسلوب جنگ ، كه ذكر شد ، در عهد قديم معروف باسلوب سكائى بود ، زيرا در لشكركشى داريوش اوّل به سكائيّه و حملهء اسكندر به سكاها در طرف سيحون ، چنان كه گذشت ، آنها همين اسلوب را اختيار كردند . نيز بايد گفت همين اسلوب بود ، كه نويسندگان عهد قديم را باشتباه انداخته و تصوّر كردهاند ، كه پارتيها هم از سكاها هستند . پارتىها از آريانهاى ايرانى بودند نه ازنژاد سكائى ، ولى چون از طرف آسياى وسطى بايران آمده و مدّتها در جوار اقوام سكائى زيسته بودند ، اين عادت جنگ و بعضى عادات ديگر آنها را هم پذيرفته بودند . به اين مسئله ، كه سپاه پارتى از چه قسمتهائى تركيب مييافت ، بطور كلّى چنين ميتوان جواب داد ، كه از خود پارتيها و از افراد جنگى ممالك تابعه . وقتى كه ، دولت پارت خبر مييافت ، كه قشونى از خارج بمملكت حمله خواهد كرد ، پيكهائى سوار بر اسبهائى تندرو به اطراف و اكناف مملكت ميفرستاد و از پادشاهان دستنشانده و ولات سپاه ميطلبيد . امراء و نجباى خود پارتى هم بامر دولت از تيولات خود سوار و پياده گرفته حركت ميكردند . بعد اين افراد در جائى جمع شده لشكرى بوجود ميآوردند . دستههائى ، كه از طرف پادشاهان دستنشانده ميآمدند ، ميبايست داراى لباس و اسلحه باشند . افرادى را ، كه صاحبان تيولات ( سيورغال ) از رعاياى خودشان گرفته بجنگ ميآوردند ، نيز ميبايست ملبّس و مسلّح باشند . ژوستن گويد ، كه عدّهء نجباء در جنگ پارتيها با كراسّوس بچهارصد نفر ميرسيد و عدّهء قشون اشكانى به چهل يا پنجاه هزار ( كتاب 41 ، بند 2 ) ، ولى عدّهء افراد جنگى يك نفر رئيس خانواده يا ملّاكى گاهى بده هزار نفر ميرسيد ، چنان كه در باب سورنا از قول پلوتارك ، بالاتر گذشت . افراد پارتى ، كه در سپاه داخل ميشدند ، از سه نوع مردم تركيب مييافتند : از